خانه » سرگرمی » آموزش » ۱۰ درسی که باید پیش از ۳۰ سالگی آموخت

۱۰ درسی که باید پیش از ۳۰ سالگی آموخت

یکی از آرزوهای من این بود که ای‌کاش درس‌هایی که الان از زندگی آموختم را وقتی جوان بودم می‌دانستم و آن‌ها را در زندگی به کار می‌گرفتم. اما متاسفانه واقعیتی که وجود دارد این است که این موارد را سال‌ها بعد از زمانی که به آن‌ها نیازمندیم فرا می‌گیریم. در این میان یک خبر خوب هم وجود دارد و آن این است که ما می‌توانیم از تجربیات مردم در زندگی‌شان استفاده ببریم.

۱۰ درسی که باید پیش از ۳۰ سالگی آموختچند نکته‌ای که در اوایل دوره جوانی باید بدانید

۱- پول هرگز مشکلات واقعی شما را حل نمی‌کند

پول یک ابزار است؛ وسیله‌ای که با آن می‌توانید احتیاجات خود را رفع کنید و به خواسته‌های خود دست پیدا کنید. اما نمی‌شود آن را به عنوان اکسیر نجات بخش مشکلات به حساب آورد. تعداد زیادی در سراسر کره زمین هستند که در مکان بسیار کوچکی زندگی می‌کنند و با این وجود زندگی عالی و سرشار از خوشحالی را تجربه می‌کنند. در نقطه مقابل افراد پولدار زیادی هستند که در مکانی مجلل و بزرگ زندگی می‌کنند و برعکس اصلا روزهای خوبی را نمی گذرانند.

با پول می‌توانید یک خانه خوب، ماشین عالی، کفشی افسانه‌ای، وسایلی که با آن‌ها احساس راحتی می‌کنید و شاید حتی اندکی امنیت برای خود دست و پا کنید اما هرگز نخواهید توانست یک رابطه شکست خورده را به روز اول بازگردانید و تنهایی را درمان کنید.

نوع شادی‌ای که پول پدید می‌آورد زودگذر است نه واقعی و پایدار. خوشحالی را برای فروش نگذاشته‌اند! اگر فکر می‌کنید که شادی و خوشحالی هم همانند سایر کالاها برای فروش گذاشته شده سخت در اشتباهید و هرگز به شادی واقعی نخواهید رسید.

۲- سخت نگیرید

اغلب جوانان در همان ابتدای جوانی می‌خواهند سفر دوره بزرگسالی‌شان را آغاز کنند و فکر می‌کنند باید تمام کارها را با هم‌ انجام دهند. بیشتر افراد گمان می‌کنند که باید همه چیز را تجربه کنند، راجع به تمام جنبه‌های زندگی‌شان برنامه‌ریزی کنند و بعد تصمیم بگیرند، به بالاترین حد موفقیت برسند، عشق حقیقی پیدا کنند و تمام این کارها را باید همزمان انجام دهند.

آرام تر! همه چیز را با هم قاطی نکنید. اجازه دهید روزگار بعضی مسائل را برای شما آشکار سازد. کمی صبر کنید ببینید زندگی به کدام سمت پیش می‌رود و برای خود زمان کافی بگذارید تا انتخاب‌های مختلف خود در زندگی را سبک سنگین کنید.

از غذا خوردن لذت ببرید. برای اتفاقاتی که در اطراف می‌افتد وقت بگذارید. اجازه دهید طرف مقابل صحبتش تمام شود و بعد برای پاسخ دادن خوب فکر کنید. واکنش نشان دادن نیز ضروری ست. حرکت در جهت اهداف و برنامه‌ریزی برای آینده به شدت توصیه می‌شود و اتفاقا بسیار هم خوب است اما حرکت سریع و افراطی به سمت هر مقصدی نتیجه خوبی ندارد و در واقع مثل یک بلیط یک طرفه به سمت شکست است. اگر به دنبال از دست دادن زندگی هستید این کار بهترین روش است.

۳- شما نمی‌توانید همه را راضی نگه دارید

بیل کازبی می گوید: «من راز موفقیت را نمی‌دانم. اما راز شکست، تلاش برای راضی نگه داشتن همه است»!

ضروری نیست که همه با شما موافق باشند یا اینکه شما را دوست داشته باشند. این طبیعت بشر است که علاقه دارد مورد محبت و احترام قرار بگیرد و بقیه برای او ارزش قائل شوند. اما این موضوع نباید به قیمت از هم گسیختگی راه و یا از دست دادن حس شادی شما تمام شود.

بقیه مردم نمی‌توانند اعتباری که به دنبالش هستید را به شما بدهند. این احساس از درون شما سرچشمه می‌گیرد. پاسخ مردم را بدهید ، از سلاح خود جدا نشوید، به موقع از خودتان دفاع کنید، توقع احترام از سمت بقیه داشته باشید و هیچگاه از ارزش‌های خود کوتاه نیایید.

۴- سلامتی با ارزش‌ترین سرمایه است

سلامتی جواهری‌ست که نمی‌توان روی آن قیمت گذاشت. همیشه از آن محافظت کنید، بهبودش بخشید و این گوهر گرانبها را تحسین کنید. اغلب اوقات این نعمت بزرگ در دوره جوانی و قبل از پی بردن به ارزش واقعی آن، تحلیل می‌رود. چون تندرستی از ابتدا در ما وجود دارد نگرانش نیستیم و تا زمانی که مجبور نباشیم به آن توجه نمی‌کنیم.

بیماری‌های قلبی، تراکم استخوان، سکته، تعداد زیادی از سرطان‌ها و بیماری‌های مختلف دیگری که قابل پیشگیری نیز هستند در حال حاضر سلامتی شما را تهدید ‌می‌کنند. پس تا زمانی که پشیمان نشدید از سلامتی خود مراقبت کنید.

۵- معمولا به آن چیزی که می‌خواهید نمی‌رسید

جان لنون می‌گوید: «زندگی آن چیزی‌ست که وقتی در حال برنامه‌ریزی هستید اتفاق می‌افتد».

اهمیتی ندارد که با چه دقتی برنامه‌ریزی و چقدر سخت تلاش می‌کنید. بعضی اوقات اتفاقات مطابق میل شما رخ نمی‌دهد و البته این چیزی غیرعادی نیست. ما همیشه یک سری انتظارات داریم؛ شرایط زندگی ایده‌آلی را از قبل در ذهنمان تجسم می‌کنیم اما در واقعیت، اتفاقاتی که رخ می‌دهد این‌گونه نیست.

بعضی وقت‌ها رویاهایمان شکست می‌خورند و البته گاهی اوقات نیز در میانه راه نظرمان راجع به آن کار تغییر می‌کند. گاهی اوقات برای پیدا کردن راه صحیح باید شکست بخوریم و یا باید برای یافتن جهت درست یک سری کارهای دیگر را انجام دهیم.

۶- همه چیز بر عهده شما نیست

شما مرکز جهان هستی نیستید. نگاه کردن از بیرون به مسائلی که در دنیا در حال اتفاق افتادن است خیلی دشوار است چون ما به اتفاقاتی که در زندگی خودمان در حال رخ دادن است تمرکز می‌کنیم.

امروز باید چه کار کنم؟ این مسئله یعنی چه؟ چه معنایی برای زندگی، شغل و خود من دارد؟

این که شما توجه زیادی به زندگی خود دارید عادی‌ست اما باید به همان اندازه به مسائل اطراف خود نیز توجه داشته باشید و بفهمید که این اتفاقات چگونه بر زندگی شما و سایرین تاثیر می‌گذارد. این کار کمک می‌کند تا تمامی اتفاقات در نظر شما مجسم شود.

۷- ندانستن عیب نیست!

هیچکس همه چیز را نمی‌داند. هیچکس پاسخ تمام سوالات را بلد نیست. گفتن «نمی‌دانم» هیچ خجالتی ندارد. این که وانمود کنید عالی هستید هرگز شما را عالی نمی‌کند. این کار فقط این وسواس را در شما به وجود می‌آورد که همیشه به ادعا کردن سرگرم باشید.

ما این را قبول داریم که اظهار به محدودیت‌ها و عدم اطمینان‌ها یک حالت شرم در فرد به وجود می‌آورد اما واقعیت این است که شما نمی‌توانید همه چیز را بدانید.

آدمی گاه و بیگاه اشتباهاتی مرتکب می‌شود. هر چقدر که در زندگی جلوتر می‌رویم چیزهای بیشتری یاد می‌گیریم. این را بدانید که اندکی آسیب پذیر بودن ویژگی بارز آدمی‌ست.

۸- عشق تنها یک احساس نیست؛ یک انتخاب است

انفجار اولیه احساسات، تند شدن ضربان قلب و مهر و محبت زیاد مدت زیادی طول نمی‌کشد. عشق فقط احساسات نیست! تصمیمی‌ست که هر روز باید بگیرید.

در عشق باید بگذارید دلخوری‌ها کنار بروند، ببخشید، مهربان باشید، احترام بگذارید، حمایت کنید و با وفا باشید. ایجاد ارتباط خوب نیازمند تلاش زیادی‌ست.

گاهی اوقات خیلی راحت همه چیز جور می‌شود و گاهی نیز به صورت غیر قابل باوری سختی‌هایی در مسیر وجود دارد. اما این به ما بر می‌گردد که در یک رابطه چگونه فکر کنیم، حرف بزیم و عمل کنیم.

۹- زاویه دیدِ خوب، بسیار زیباست

برای مثال، علت اینکه گاهی اوقات نگران یا غمگینید این است که زاویه دید خوبتان را از دست داده‌اید. هر اتفاقی که در زندگی شما رخ می‌دهد در نظرتان بزرگ، مهم و حیاتی جلوه می‌کند اما در حقیقت شاید در حد سکسکه‌ای بی ارزش باشند و اهمیت خاصی نداشته باشند.

دعوایی که در آن شرکت می‌کنیم، شغلی که به دست نیاوردیم، تصورات و اتفاقات واقعی، تغییر مسیرهای غیر قابل انتظار و چیزهایی که می‌خواستیم و به دست نیاوردیم ۲۰، ۳۰ یا ۴۰ سال دیگر بی‌اهمیت خواهند بود. چون بیشتر ما دید کوتاه مدتی به مسائل داریم، خیلی سخت است که بخواهیم به اتفاقات دید بلند مدتی داشته باشیم. از تمامی اتفاقات به ظاهر مهم و بزرگ بگذرید و به زندگی‌تان ادامه دهید.

۱۰- هیچ چیز را دائمی فرض نکنید

ما آدم‌ها تا وقتی داشته هایمان را از دست ندادیم، قدرشان را نمی‌دانیم. سلامتی، خانواده، دوستان، شغل و پول از جمله داشته‌هایی هستند که در خطر از دست رفتن قرار دارد.

وقتی جوان هستید فکر می‌کنید خانواده همیشه در کنارتان خواهد بود اما این گونه نیست! فکر می‌کنید به اندازه کافی برای دیدار دوستان قدیمی و صحبت کردن با دوستان جدید زمان دارید، اما نه.. این طور نیست!

فکر می‌کنید همیشه برای خرج کردن پول دارید و یا اینکه در ماه آینده باز هم همین پول را خواهید داشت. اما در حقیقت ممکن است این طور نباشد. هیچ تضمینی وجود ندارد که فردا نیز با داشته‌های امروزتان زمان بگذرانید. حتی عشق واقعی‌تان!

این یک درس بسیار تلخ است اما می تواند مهم‌ترین مورد باشد: زندگی می‌تواند در یک چشم به هم زدنی تغییر کند! قدر همه آنچه را همینک دارید بدانید.

تا جان در بدن داریم می توانیم تغییر کنیممترجم: سیدجواد میری اسفند آبادی
منبع: lifehack.org/ROYALE SCUDERI

برچسب ها : , ,
توجه : لطفا به دیگران توهین نکنید و از دشنام دادن و افترا بستن و اتهام زدن پرهیز کنید!

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق سایت خبری تفریحی به روز نیوز محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز