خانه » سینما و تلویزیون » دنیای بازیگران » نکاتی درباره هدیه تهرانی که شاید ندانید

نکاتی درباره هدیه تهرانی که شاید ندانید

سالی هشت بار مرا شوهر می‌دهند

شاید بدانیم هدیه تهرانی بازیگر سینما و تلویزیون و تئاتر ایران است، عکاس و ورزشکار است، برنده دو سیمرغ بلورین از جشنواره فیلم فجر است، متولد چهارم تیر ۱۳۵۱ شهر تهران است، اما شاید ندانیم که…

نکاتی درباره هدیه تهرانی که شاید ندانید

نکاتی درباره هدیه تهرانی که شاید ندانید

هدیه تهرانی بازیگری که هیچ وقت پی گیر بازیگری نبود

آنطور که خودش در مصاحبه‌ای گفته هیچ وقت به صورت جدی و عاشقانه پی‌گیر بازیگری نبوده است ولی به هرحال برایش جذابیت داشته است. جذابیتی که دنیای نمایش به هرشکلش برای همه دارد.

پدر هدیه تهرانی به گفته خودش خیلی فیلم می‌دیده و همیشه او را هم با خودش به سینما می‌برده است. در ضمن پدرش جسته گریخته کار تئاتر هم می‌کرده است. جالب است بدانید مادربزرگش در سی سالگی در یک فیلم هم بازی کرده است.

اولین بار که قرار بود بازیگر شود و بازی در سلطان را قبول کند با پدرش مشورت می‌کند و در مجموع پدرش نه خیلی موافق بود و نه خیلی مخالف و مثل همیشه تصمیم نهایی را به خودش واگذار می‌کند.

تهرانی درباره حضور در سینما در گفتگویی گفته است: خیلی برایم پیش می‌آمد که دست اندرکاران سینما برای بازی در فیلمی دعوتم می‌کردند. چند تا از آشناها و بستگان ما مثل ناصر تقوایی و اکبر عالمی هم گاهی چنین پیشنهادهایی می‌کردند و این قضیه چندان برایم نا آشنا نبود.

هدیه تهرانی در چای تلخ تقوایی

اولین بار که به طور جدی به بازی دریک فیلم فکر کردم بیست سالم بود و آقای تقوایی قرار بود چای تلخ را بسازد اما فیلم به سرانجام نرسید. این درست موقعی بود که قصد داشتم به آلمان بروم و در رشته دکوراسیون داخلی ادامه تحصیل بدهم.

زمانی برای دوست نداشتن سینمای ایران

اما می‌گذرد و روزی در فروشگاهی محمد رضا شریفی نیا و آزیتا حاجیان از هدیه تهرانی می‌پرسند به بازیگری علاقه دارد و او در جواب می‌گوید نه. چون در آن زمان سینمای ایران را زیاد دوست نداشت و بازیگری هم طبعا جذابیت چندانی برایش نداشت. اما بالاخره با پی‌گیری شریفی نیا و حاجیان برای فیلم روز واقعه به دفتر هدایت فیلم دعوت می‌شود. نقش کوتاه راحله را که به او پیشنهاد داده بودند از نظر خودش نقش خیلی کوتاهی بود که کار خاصی غیر از گفتن چند تا بله و خیر نمی‌کند و بیشتر یک تیپ ساده بود تا شخصیت و به همین خاطر جواب منفی می‌دهد. او به گفته خودش می‌دانست که قدم گذاشتن در این دنیا ممکن است تمام زندگی‌اش را تحت الشعاع قرار دهد پس اولین نقش باید ارزش این ریسک را می‌داشت.

هدیه تهرانی در اغما

هدیه تهرانی پس از این ماجرا قصد سفر به آلمان را دارد که پیش از آن سفر تصادف شدیدی می‌کند و به اغما می‌رود و حدود ششماه در بیمارستان بستری می‌شود.

سه هدیه روی یک نیمکت

بعد ماجرای دعوت مهرجویی از او برای فیلم جدیدش به وجود می‌آید. ماجرا به گفته هدیه تهرانی از این قرار بوده که آناهیتا همتی که با هدیه تهرانی در شهرک اکباتان همکلاس بوده برای تست بازیگری به دفتر مهرجویی می‌رود وقتی متوجه می‌شوند او متعلق به شهرک اکباتان است از او می‌پرسند که آیا دراین شهرک دختری به اسم هدیه را می‌شناسد و او می‌گوید که سه نفر را با اسم هدیه می‌شناسد. در واقع این سه نفر که یکی از آنها هدیه تهرانی بود در مدرسه پشت یک میز می‌نشستند.

پاسخ منفی هدیه تهرانی به مهرجویی!

هدیه تهرانی برای فیلم لیلا دعوت می‌شود ولی چون به گفته خودش قصه فیلم را دوست نداشته است آن را قبول نمی‌کند.

او درباره رد کردن فیلم مهرجویی بعدها در مصاحبه‌ای می‌گوید: البته آن موقع عقلم نمی‌رسید و شاید به خاطر اسم و اعتبار آقای مهرجویی باید قبول می‌کردم. اما این مضمون که مردی می‌خواهد زن بگیرد چون همسرش نازاست برایم قابل هضم نبود.

بودن یا نبودن یا زیرآب زدن؟!

بعد از این برای فیلم بودن یا نبودن کیانوش عیاری دعوت می‌شود و کیانوش عیاری قصه را برای او تعریف کرده و تهرانی از قصه خوشش می‌آید و می‌پذیرد. کم کم قرار ها جدی‌تر می‌شود و او شروع می‌کند به تمرین و تحقیق و صحبت با بیماران قلبی.

تهرانی درباره منتفی شدن بازی‌اش دراین فیلم گفته: این پروسه تمرین و تحقیق دو سال طول کشید و من هم چون با فضا و شرایط سینمای ایران آشنایی نداشتم تا بدانم دوستان چه قدر به هم لطف دارند و چه طور زیر آب هم را می‌زنند مدام می‌شنیدم که این فیلم پروانه ساخت ندارد و به مرحله تولید نمی‌رسد و حتی یکی از دوستان نزدیکم از آقای عیاری شنیده بود که ساخت این فیلم منتفی شده در حالی که همه اینها شایعه بود و من هم ازاین ماجراها دلخور بودم که چرا آقای عیاری مرا درجریان نگذاشته‌اند.

سلطان کیمیایی و علاقه مندی به چیزهای قدیمی

بعد قرار می‌شود که در فیلمی از مسعود کیمیایی با فیلمنامه‌ای با عنوان سیب سرخ هوا بازی کند که ساخت این فیلم توسط کیمیایی منتفی می‌شود و سعید اسدی آن را می‌سازد که خانم تهرانی نیز طبعا در آن حضور پیدا نمی‌کند.

پس از آن دو مرتبه کیمیایی با او تماس گرفته و می‌گوید می‌خواهد که یک کار خیابانی بیست روزه را کار کند که ممکن است خوب از کار در بیاید و احتمال دارد خوب از کار درنیاید. خلاصه قرار می‌شود که در فیلم سلطان کیمیایی بازی کند.

او درباره بازی درسلطان گفته : نام کیمیایی برایم مهم نبود چون اگر اینجور بود باید در فیلم مهرجویی بازی می‌کردم. راستش یک دلیلی که در فیلم سلطان بازی کردم این بود که من خیلی به مسائل قدیمی علاقه دارم. بناهای معماری گذشته و مبلمان و اشیا قدیمی و کلا مخالف از بین رفتن این چیزها بودم و قصه سلطان هم به این ماجراها مربوط می‌شد.

هدیه تهرانی: وای چه قدر فاجعه‌ام

هدیه تهرانی اولین بار خودش را بر روی پرده سینما آزادی می‌بیند و آن طور که گفته از خودش خیلی بدش می‌آید. او در این باره در مصاحبه‌ای گفته: دفعه اول که خودم را روی پرده دیدم می‌خواستم برم زیر صندلی و قایم شوم و با خودم گفتم وای چه قدر فاجعه‌ام. این احساس هنوز هم با من وجود دارد و فرق چندانی نکرده است.

درخشش هدیه تهرانی با قرمز

فیلم قرمز که هدیه تهرانی در آن بازی کرده بود فیلمی بود که درابتدا در فیلمنامه آن دیالوگهای شخصیت هستی با بقیه یکسان و یک لحن بود‌. در این خصوص هدیه تهرانی با فریدون جیرانی بحث می‌کرد که چون شخصیت هستی شخصیتی مدرن و امروزی است باید دیالوگها را عوض کرد و یا در خیلی جاها این نقش باید با سکوت اجرا شود و این اتفاق هم افتاد.

مثلا در صحنه در گیری دادگاه، شخصیت هستی طبعا و طبق فیلمنامه باید در واکنش به داد و بیداد کردن و سیلی زدن خواهر شوهرش او هم داد و بیداد می‌کرد و سیلی می‌زد اما هدیه تهرانی تصور کرده بود که اگر خودش جای آن زن بود هیچ گاه این کار را نمی کرد. تهرانی در این باره گفته: تمام این پروسه در فیلمها یک جور کشف و شهود بود که هم خودم را کشف می‌کردم و هم دنیای اطرافم را بهتر می‌شناختم.

ماجرا جویی‌های هدیه تهرانی

سوال از هدیه تهرانی: قبول دارید که یکی از دلایل گرایش به بازیگری، تمایل شما به ماجراجویی و کنجاوی است؟
جواب: بله، کاملا. (ماهنامه فیلم)

همانطور که هدیه تهرانی خودش هم اعتراف می‌کند یک ماجراجو است و همین حس کنجکاوی و ماجراجویی پای او را به خرابی‌های زلزله بم، بغداد، افغانستان و کردستان عراق می‌کشاند. او خودش در این باره گفته: هر جا ردی از ماجراجویی و موقعیت و تجربه چیزهای بکر و تازه باشد خطر را با جان ودل می‌پذیرم و به دنبالش می‌روم. همیشه فکر می‌کنم که بهتر است بروم و ماجرا ها و اتفاقات مختلف را از نزدیک لمس کنم.

چالش با نقش

از نظر هدیه تهرانی چالش با نقش‌های مختلف و دلهره و اضطراب برای اجرای آنها یک وسوسه درونی برای برای او بوده است که آیا از پس این کارها برمی‌آید یا می‌تواند آنقدر از خودش دور شود که فرضا یک زن کرد را که ده سال هم از او بزرگتر است را قابل باور کند یا نه؟

تهرانی در پاسخ به این سوالات همیشه گفته: در نگاه اول ممکن است شخصیتهای فیلمهایی چون پارتی دنیا، دختر ایرونی و غیره مشابه به نظر برسند وجه تشابهی که دراین گونه کاراکترها به نظر می‌رسد یک نوع استقلال و یا شاید همان وجهی است که همه آن را کلیشه یا شخصیتی سرد و سنگی می‌خوانند. خیلی احساس نمی‌کنم که تمام این شخصیتها همواره شبیه به هم و تکراری باشند. شاید هم اینطوری باشد اما چیزی که مهم است توباید هر نقشی را در هر قالبی و فیلمنامه طوری بازی کنی که قابل باور باشد و درست اجرا شود.

در سینمای دنیا هم فقط بازیگر نیست که سعی می‌کند کاراکتر جذاب و متفاوتی خلق کند آنجا مجموعه ای از عوامل و تواناهایی دست به دست هم می‌دهند تا این اتفاق را تسهیل کنند در سینمای ما گاهی هر کدام از این عوامل نهایت کوششان را می‌کنند که این اتفاق نیافتد! حالا من باید تلاش مضاعفی بکنم تا به رغم همه این عوامل بازدارنده جوری جلوی دوربین و روی پرده ظاهر شوم که توی ذوق نزنم ومردم مشتاق دیدنش باشند.

بازی در دوئل

در فیلم دوئل احمد رضا درویش ابتدا قرار می‌شود نقش سلیمه را بازی کند. نقشی که بعدا پریوش نظریه بازی می‌کند. احمد رضا درویش نیز اعتقاد داشت که این نقش با توجه به متفاوت بودنش برای تهرانی در آن مقطع نقش ایده الی است.

اگر چه اجرای کاراکتر سلیمه در فیلم دوئل از نظر تهرانی اتفاق خیلی ویژه‌ای بود اما شرایط و تفاوتهای نقش به نظر هدیه تهرانی برای شروع خیلی زیاد بود واحساس می‌کرد این نقش به او نمی‌خورد. البته وقتی او فیلم دوئل را می‌بیند به این نتیجه می‌رسد که می‌شد این کار را کرد و چندان توی ذوق نمی‌زد.

حرف اصلی با آقای درویش این بود که ایراد دوئل در اینجاست که همه با یک شیوه و لهجه جنوبی حرف نمی‌زنند و در مجموع یک جوری است. این در حالی است که در فیلم زنگی و رومی هم قرار بود نقش یک معلم جنوبی را با لهجه بازی کند و هیچ مشکلی با آن نداشت اما در دوئل این حس به او دست می‌داد که نقش با تغییر یکباره و این گویش در نمی‌آید.

هدیه تهرانی و زمانه

زمانه اولین باری بود که می‌خواستم نقش فرعی بازی کنم . با خودم به این نتیجه رسیده بودم که به نقشهای اول و حضورهای طولانی روی پرده عادت نکنم. ابتدا خیلی داستان فیلم را درک نمی‌کردم و صحبتهای مفصل با آقای صلاحمند هم چیزی را حل نکرد. البته نقش در حد همین یکی دو دقیقه حضور نبود و جذابیت اولین تجربه نقش کوتاه در قبول کردن من تاثیر داشت.

آن موقع شایعه‌های زیادی راه افتاد که من به خاطر حضور گلزار این نقش را قبول کرده‌ام در حالی که این کار هیچ ارتباطی به ایشان نداشت.

هدیه تهرانی و طرفدارانش

رابطه بازیگران مشهور با هوادارانشان همواره با حواشی بسیاری مواجه بوده است. تهرانی نیز از جمله این بازیگران است. خود او زمانی در این باره به یک ماهنامه تخصصی و معتبر سینمایی گفته بود فکر کردن به این طرفداران گاهی آدم را آزار می‌دهد. چون نمی‌شود نسبت به انسان‌های دیگر بی‌تفاوت بود و اهمیتی به این دلبستگی و علاقه شان نداد.

متاسفانه جاهایی ناچاریم که این کار را انجام دهیم و بر خلاف میلمان خود را بی‌تفاوت نشان دهیم چون تجربه نشان داده ادامه دادن این جور ارتباطها چیزی را حل نمی‌کند و وقتی بعضی‌ها را درگیر و وابسته می‌کنیم به ضررشان تمام می‌شود.

مگر خانم تهرانی هم حمام می‌رود؟!

این بازیگر مطرح سینما در ادامه مصاحبه خود گفته بود: ابتدا فکر می‌کردم این ملاقات ها و مواجه شدنها آنها را به این نتیجه می‌ساند که من هم مثل آنها آدم معمولی هستم. یکی از این دختران یک بار با منزل هدیه تهرانی تماس گرفته و به او گفته بودند هدیه تهرانی حمام است با تعجب پرسیده بود مگر خانم تهرانی هم حمام می‌رود ؟!

احساس کردم بعضی‌ها تصور می‌کنند ما را از توی صندوق بیرون می‌آورند و می‌رویم جلوی دوربین و بعد دوباره لای زرورق می‌گذارندمان و می‌گذارند داخل صندوق تا فیلم بعدی! (ماهنامه فیلم)

خاطره های عجیب مشهور شدن

او خاطره‌های عجیبی از مشهور شدن دارد از مرد جوانی که مرتب با خانه او تماس می‌گرفته و بعدها تهرانی از طریقی متوجه می‌شود که این مرد فکر می‌کند هدیه تهرانی همسرش است و از او چهار تا بچه هم دارد یا دختر جوانی که پس از فوت مادرش تصور می‌کرد که هدیه تهرانی مادر او ست و یک بار هم که تهرانی از سفر شمال بر می‌گشته می‌بیند که این دختر روی تخت او خوابیده است.

تهرانی درباره این خاطره ها در اظهاراتی گفته خاطره های عجیب زیادی دارم. یکی از آنها موقع کار سر فیلم دوئل بود. که یک روز رفتیم بازار شهر برای خرید و موقع برگشتن متوجه شدیم جمعیت خیلی زیادی پشت سر ما راه افتاده اند و دعا می‌خوانند. دقیقا شبیه تظاهرات شده بود .

نشریات زرد و هدیه تهرانی

هدیه تهرانی همانند بسیاری از هنرمندان دیگر از نشریات زرد شاکی بوده او حتی انتظار داشته که باید مسئولان نسبت به این تغذیه بد و غلط به جامعه و فرهنگ ما واکنش نشان دهند .البته او آنقدر از این مسئله گلایه‌مند نیست و در جایی عنوان کرده شاید هم اینجور مطالب لازم است و گروهی دوست دارند این چیزها منتشر شود. شاید لازم است مردم مدام بخوانند که هدیه تهرانی در فلان مهمانی موهوم دستگیر شده و الان زندانی است و همزمان هم دارد دوتا فیلم هم بازی می‌کند و تازه در همان موقع اصلا ایران نیست و به فلان کشور خارجی رفته و همه اینها در حالی است که اصلا ممنوع الکار هم شده بوده در همان زمان در خیابان دیده شده که دستش شکسته و…

هدیه تهرانی هیچگاه به دنبال شکایت از این نشریات نبوده چون به نظرش کسانی که او را از نزدیک می‌شناسند می‌دانند او دارد چه می‌کند و کسانی هم نمی‌شناسند بسته به وجدان و ظرفیت خودشان هرچه که دلشان خواست می‌گویند و می‌نویسند و کاری هم از دست او بر نمی‌آید.

در زندگی عادی هم ممکن است بستگان یا همسایه شما پشت سرتان حرفهای ناخوشایند و نامربوطی بزنند. می‌توانی بروی سراغش و با او دعوا کنی و یا قضیه را رها کنی من از جایی به نتیجه رسیدم که بگذرم.

سالی هشت بار مرا شوهر می‌دهند

زمانی یکی از نشریات زرد گفت وگویی به اصطلاح اختصاصی با مادر هدیه تهرانی می‌کند و حرفهایی عجیب غریب منتشر می‌شود. تهرانی با مادرش درباره آن مصاحبه صحبت می‌کند معلوم می‌شود هشتاد در صد آن حرفها را از خودشان در آورده‌اند.

هدیه تهرانی البته یک بار واکنش محشری نسبت به این حاشیه سازی‌ها داده است. او دراین باره گفته نمی‌توانم هر روز به این فکر کنم که این نشریات زرد سالی هشت بار مرا شوهر می‌دهند. خب راه منطقی مقابله با این جریان چیست؟ منطق می‌گوید حتی اگر بخواهیم عده این طلاق ها را حساب کنیم با توجه به اینکه من درست در ساعت مقرر پس از سه ماه و ده روز شوهر کنم بازهم سالی ده تا شوهر نمی‌توانم عوض کنم.

انتظار دارید به این چیزها فکر کنم؟ بروم و دور بیافتم و بگویم چرا این حرفها را می‌زنید؟ اصلا فرض کنید این کار راهم کردم. آن وقت تیتر می‌زنند: هدیه تهرانی با حضور در نشریه ما، ده تا ازدواجش در سال را تکذیب کرد! (ماهنامه فیلم)

هدیه تهرانی و چهارشنبه سوری

شوکران، کاغذ بی خط و چهارشنبه سوری از تحسین شده‌ترین فیلمهای هدیه تهرانی هستند. او در مصاحبه‌ای درباره فیلم چهارشنبه سوری گفته است فیلمهای قبلی اصغر فرهادی را خیلی دوست داشتم. به همین دلیل وقتی پیشنهاد کرد مشتاقانه پذیرفتم.

هیچ وقت فکر نمی‌کردم روزی بخواهد با من کار کند از همان زمان هم معتقد بودم فیلم خوبی خواهد شد=. فرهادی مطمئن نبود بتوانم این نقش را خوب از کار دربیاورم. تردیدش به نظرم از جایی بود که دلش نمی‌خواست سایه هدیه تهرانی روی فیلم بیافتد و یک سوپر استار به معنای عامه پسندش فیلم را تحت الشعاع قرار دهد و روی فروش آن تاثیر بگذارد. به هرحال مشکوک بود. درواقع دلش می‌خواست من کار کنم اما این نگرانی را هم داشت.

خب فرهادی با من خیلی صحبت می‌کرد و هنوز در آن زمان به نقطه واحدی درباره نقش مژده نرسیده بود. به گزینه های زیادی فکر می‌کرد. مثلا به من می‌گفت که مژده زن خیلی ضعیف و مظلومی است. بعد می‌گفت با حیا است و درعین حال قدرتمند. هزار جور روحیه را توضیح می‌داد که در آن واحد همه‌شان متناقض بودند. در سکانسی که مژده بدو بدو می‌آید و توی راه پله و با مرتضی در آسانسور حرف می‌زند پنج نوع بازی از من می‌خواست. یعنی باید زنی را می‌شناختم که در عین ناامیدی و بدبینی و مظلومیت و قدرت، حواسش هم به آبرویش است که همسایه ها از سر و صداها با خبر نشوند و آبرو داری کند.

بعد می‌گفت نه، باید جیغ بزنی و سروصدا کنی. خلاصه گفتم بابا تکلیف من را روشن کن که بفهمم بالاخره قضه از چه قرار است! گفت: همین طور که جلو می‌رود دارم از درون خود تو مژده را پیدا می‌کنم.

او درباره صحنه کتک خوردن مژده از مرتضی (حمید فرخ نژاد) گفته است: دراین صحنه بدلی نبود. خودم بودم. با آرنج خوردم زمین و تا یک ماه درد داشتم. عصب آرنجم درد دیده بود. فرخ نژاد خیلی ناراحت بود. قرار نبود اینجوری کتک بزند. البته اینها هیچ کدام معلوم نیست (ماهنامه فیلم)

چرا هدیه تهرانی در اشک سرما بازی نکرد؟

اشک سرما ساخته تحسین برانگیز عزیز الله حمید نژاد با بازی گلشیفته فراهانی از فیلمهایی بوده که قرار بود هدیه تهرانی در آن بازی کند. هدیه تهرانی دراین باره گقته فیلمنامه اشک سرما اگر چه نقص‌هایی داشت اما نقش زن فیلم را دوست داشتم ولی به دلیل تداخل با کار دیگر میسر نشد.

هدیه تهرانی و علاقه به بوتیک

هدیه تهرانی همچنین درباره بوتیک گفته بوتیک را هم خیلی دوست دارم و اوایل کار صحبت‌های مختصر و کمرنگی با دستیار نعمت الله شد ولی من مشغول انجام کار دیگری بودم اتفاقا این نقش اصلا به درد من نمی‌خورد و باید خود گلشیفته بازی‌اش می‌کرد. البته دوست داشتم به سن و سال گلشیفته بودم و بوتیک را بازی می‌کردم.

فیلم‌های محبوب تهرانی

کاغذ بی‌خط، شوکران، آبادان، خانه‌ای روی آب، شبانه و… برایم به معنای واقعی فیلم بودند. پارتی قرمز و جایی برای زندگی را با کمی ترجیح دوست دارم و حس خوبی بهشان دارم.

دستهای آلوده نمی‌گویم فیلم بدی است ولی نمی‌توانم خودم را در این فیلم تحمل کنم. زمانه چتری برای دو نفر و آبی هم همینطوری است.

بازیگر رزمی کار

هدیه تهرانی زمانی از علاقه خود به بازی در نقش «اما تورمن» در فیلم «بیل را بکش» سخن گفته بود و درباره دلیل این علاقه توضیح داد شاید به خاطر این است که خودم هم مدتی است ورزش رزمی و ووشو کار می‌کنم.

منبع : جام جم

توجه : لطفا به دیگران توهین نکنید و از دشنام دادن و افترا بستن و اتهام زدن پرهیز کنید!

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق سایت خبری تفریحی به روز نیوز محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز