خانه » سرگرمی » مطالب جالب و خواندنی » پنج دلار برای تحویل جسد یک موش

پنج دلار برای تحویل جسد یک موش

در سال ۲۰۱۳ در شهر دیترویت که بزرگ‌ترین شهر ایالت میشیگان و دهمین شهر پرموش دنیا است اعلام شد ۵ دلار بابت کشتن هر موش به صاحب خانه‌ها پرداخت می‌شود. این برنامه با مخالف برخی مردمی مواجه شد که فکر می‌کردند با این پول می‌شود به نحو بهتری موش‌ها را از بین برد.

پنج دلار برای تحویل جسد یک موشآمار موش‌های تهران

برخی کارشناسان از جمله، محمد حقانی، رییس کمیسیون محیط زیست شورای شهر تهران، می‌گویند تهران حدود ۵۰ میلیون موش دارد، ‌اما رضا قدیمی مدیرعامل شرکت ساماندهی صنایع و مشاغل شهر تهران، با متهم‌کردن این افراد به خلاف‌گویی و تشویش اذهان،‌ مدعی هستند که کم‌تر از یک و نیم میلیون موش در تهران وجود دارد!

آنچه که می‌شود با قاطعیت گفت این است که جمعیت موش‌های تهرانی آنقدر هست که دیده شوند. پرسش مهم این است که چگونه می توان این موش های موذی و زیرک وکثیف را نابود کرد؟

در تهران طرح‌های زیادی برای مبارزه با موش‌ها انجام شده، ‌از جمله طعمه‌گذاری در برخی محله‌ها و سم ریختن در برخی محله‌های دیگر، اما مشکل موش‌های تهران هنوز پا برجاست.

برخی مناطق شهرداری در این زمینه مستقل از دیگران عمل می‌کنند،‌ طعمه‌گذاری هنوز در برخی مناطق انجام می شود، در برخی مناطق دیگر طرح‌های شبانه موش‌گیری با تفنگ بادی انجام می‌شود،‌ شهرداری می‌گوید هر سال در آغاز فصل گرم با رزین وارداتی در کلونی موش‌ها را مسدود می‌کند.

آقای حدودا چهل ساله‌ای که در خیابان انقلاب سبزی‌فروشی دارد، می‌گوید: « موش‌ها، بیشتر، شب‌ها بیرون می‌آیند و برای کاسبی ما خطری ندارند، اما خب اگر ما هم آخر شب، آت و آشغال سبزی و میوه‌های واخورده را توی جوی بریزیم، فردا دوباره جمع می‌شوند که غذایشان را بردارند، ولی این طور نیست که بیایند توی مغازه یا حتی نزدیک مردم شوند،‌ خوشبختانه موش‌ها هنوز از مردم می‌ترسند.»

خانم جوانی که پسربچه‌اش را به پارک آورده می‌گوید: « در محله‌های وسط شهر و پایین‌تر موش‌ها بیشتر هستند، در خانه خودمان در شریعتی یک بار موش از کانال فاضلاب بالا آمده بود و تا سال‌ها این را برای همه تعریف می‌کردیم که خانه ما موش آمده و این طور شده، ‌اما این جا دور و بر میدان ولی‌عصر خیلی عادیست، از در خانه که بیرون می‌آیی اگر موش نبینی عجیب است.»

پنج دلار برای تحویل جسد یک موشبا این حال، بیشتر از همه، موش بلای جان مغازه‌دارها و دکه‌دارهاست، یکی از دکه‌دارهای خیابان کریمخان در این مورد می‌گوید: « چند سال پیش یک شایعه‌ای راه افتاده بود که یک نفر از یک دکه‌، رانی خریده که قبلش یک موش روی آن راه رفته بوده و این باعث مسمومیت و مرگ آن آقا شده است، بعد هر کسی می‌آمد از ما یک چیزی بخرد می‌گفت آقا این را توی جوب نگذاشتی؟ آخر عقل هم خوب چیزیست، درست است که موش توی خیابان پر است اما ما که این طوری نیستیم،‌ من خودم هر سال می‌روم سم می‌خرم، تمام دور و اطراف دکه را سم می‌زنم که موش این دور و اطراف نیاید، ‌اما به هر حال، موش هست دیگر، حالا طرف این دکه نمی‌آید،‌ طرف دکه آن طرف خیابان می‌رود،‌ مردم به تنهایی که کاری نمی‌توانند بکنند.»

ظاهرا همان طور که بیشتر مردم اصرار دارند،‌ موش در مناطق مختلف شهر،‌ معنی‌های مختلفی دارد،‌ آقایی که می‌گوید خانه‌اش در خیابان آزادی است‌،‌ در این مورد می‌گوید:« در محله ما موش مثل تیر چراغ برق است! یا مثلا مثل این درخت‌ها،‌ همه آنها را می‌بینند، اما انگار که نمی‌ببینندشان،‌ هستند اما دیده نمی‌شوند،‌ موش است دیگر، مثل همه چیزهای دیگر، آن قدر در آشغال‌ها لولیده است که اصلا جزیی از شهر شده است.»

راننده تاکسی‌های منتظر مسافر هم موش‌های زیادی در شهر می‌بینند، به خصوص آن‌هایی که در محله‌های پر رفت و آمدتر،‌ در ایستگاه‌های تاکسی منتظر هستند،‌ یکی‌شان می‌گوید: « چند سال پیش یک بلوایی درست کردند در مورد این شته‌های سپید، دو سه هفته مردم را گذاشتند سر کار و بعد یادشان رفت،‌ حالا هر سال تابستان همین بساط است که اول هیچی نمی‌گویند، صبر می‌کنند شهر که پر از شته شد، می‌گویند دیگر آخر تابستان است و وقت سم‌پاشی نیست،‌ موش هم همین است،‌ سالی یک بار یادش می‌افتند و بعد هم می‌رود پی کارش،‌ تا کی بشود که یک قصه حسابی از این موش‌ها دربیاید.»

موش‌ها در بسیاری خیابان‌ها از مردم پیش افتاده‌اند،‌ در یکی از خیابان‌های جنوب تهران،‌ دو مرد ایستاده‌اند که موشی وسط خیابان را با دست نشان می‌دهند، یکی‌شان منقلب‌تر است، می‌گوید: « موشی که دوید زیر پایم را لگد کردم،‌ بلند شد و واقعا اگر می‌توانست گازم می‌گرفت. بعد هم دوید و رفت توی خیابان،‌ حالا شانس آوردیم که نرفت زیر ماشین،‌ وگرنه،‌ تا شب که مامورهای شهرداری بیایند،‌ جلوی مغازه به کثافت کشیده می‌شد.»

آقای دیگری که آن جا ایستاده است، می‌گوید: «موش در تهران حکم سنجاب را پیدا کرده،‌ همه ترجیح می‌دهند بگویند چه باحال و بامزه و سعی می‌کنند دیگر از موش نترسند،‌ ما هم به بچه هایمان می‌گوییم این‌ها مثل سنجاب هستند. بالاخره هر شهری یک چیزهایی دارد که باید با آنها ساخت دیگر. شورای شهر این جا هم که به این چیزها فکر نمی‌کند،‌ می‌آیند در انتخابات شعار توسعه سیاسی می‌دهند انگار قرار است بروند مجلس قانون اساسی تصویب کنند، یک نفر نمی‌آید در انتخابات شوراها بگوید برنامه من این است که با موش مبارزه کنم یا وضعیت فاضلاب را سر و سامان بدهم، همین است که هست!»

ترسیدن از موش‌ها دیگر از یاد بیشتر مردم رفته است، خانم میانسالی که برای خرید بیرون آمده می‌گوید: «یک زمانی صبح‌ها که بیرون می‌رفتم از ترس موش همه‌اش زیر پایم را نگاه می‌کردم تا به نانوایی بروم و برگردم،‌ حالا دیگر این قدر عادی شده که همه می‌دانند توی باغچه موش هست و کاری هم به کار آدم ندارد.»

آقایی که فروشنده یک مغازه جگرکی است هم می‌گوید: « موش توی خیابان پر است، اما خوشبختانه فقط شب‌ها سر و کله‌اش پیدا می‌شود همین که مزاحم کار ما نیست، خوب است؛ اما شب‌ها که توی خیابان راه می‌روید موش‌ها سلطان شهر هستند.»

هنوز راه حل قطعی در مبارزه با موش‌های شهری وجود ندارد. بعضی‌ می‌گویند اگر مردم زباله‌هایشان را بیرون نگذارند موش‌ها هم از تهران خواهند رفت، در حالی که در مورد هر برنامه سم ریزی که در تهران اجرا شود، انتقادهایی از طرف کسانی که اجرای این پروژه‌ها را سهم خودشان می‌دانند وجود خواهد داشت. به نظر می‌رسد مردم هم سعی می‌کنند با فراموش کردن خطر طاعون و سایر بیماری‌های مشترک با انسان، با زندگی مسالمت‌آمیز با موش‌ها کنار بیایند.

راه حل

نه در تهران و نه در هیچ نقطه دیگر این کره خاکی هنوز راه حل موثر و همیشگی برای از بین بردن موش و سوسک و پشه نیافته‌اند، اما به یقین دادن جایزه ۵ دلاری برای تحویل جسد هر موش در تهران می‌تواند بسرعت جمعیت این حیوانات کوچولو را بشدت کاهش دهد!
isna.ir

دیدگاه ها بسته است.
تمام حقوق سایت بروز نیوز محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز