خانه » اخبار » اخبار اجتماعی » رویای یک جوان کرمانشاهی: ساخت گیم

رویای یک جوان کرمانشاهی: ساخت گیم

از میان پیام‌های ارسالی برای رئیس جمهور:

تف به این زندگی، باگ بزرگی داره این دنیا.

«سلام
من رامین آریایی متولد ۲۹ تیر سال ۱۳۶۸ از استان کرمانشاه هستم. از کودکی به بازی‌های کامپیوتری علاقه داشتم، همیشه آرزو داشتم بازی کامپیوتری بسازم و یکی از کارگردان‌های برجسته این حرفه باشم.

رویای یک جوان کرمانشاهی: ساخت گیم

رامین

۱۸ سالگی سربازی رفتم. درسم رو تا دیپلم بیشتر نخوندم، چون اون چیزی که من علاقه‌مند بودم بهش، درون درسم نبود. کلیشه‌ای بود.

می‌دانم اینم بهانه‌ایه برای نخوندن درسم، الان پشیمانم چون می‌توانستم الان ازین وضعیت نجات پیدا کنم.

در حال حاضر خونه پدرم زندگی می‌کنم. کار با موتور ساخت بازی رو شروع کردم. چون می‌خوام هرطور که شده گیم بسازم و ازین راه مشهور بشم.

پول اصلا برام مهم نیست، چون عاشق کارمم. شاید بتونم یک کمپانی ساخت بازی‌های کامپیوتری تاسیس کنم، تیم‌های حرفه‌ای جمع کنم و روزها و ماه‌ها با هم کار کنیم و پر فروش‌ترین بازی‌های سال رو بسازیم.

رویای یک جوان کرمانشاهی: ساخت گیم

چیزی که آرزو دارم داشته باشم.

ولی اینا فقط تصویر ذهنی و خیال پردازی هستن که هر شب بهش فکر می‌کنم. چرا؟؟!

چون ایرانی هستم. چون تو ایران اومدم دنیا. پول ندارم یه سیستم درست و حسابی جمع کنم چه برسه به گیم سازی.

ساعت کاری در کرمانشاه از ساعت ۸ صبح تا ۹ شبه برای ماهی ۷۵۰ تومان. آخه من با این پول چکار کنم؟؟

کی دیگه به کارم برسم چون ۱۲-۱۳ ساعت باید کار کنم، خستگی از کار نمی‌ذاره تکان بخورم. خیلی خیلی دنبال کار ۶ ساعته گشتم ولی هیچی پیدا نکردم. الان دیگه ۱۲ ساعته‌اش هم پیدا نمی‌شه. باور نداری پاشو بیا خودت می‌بینی دست مزد هارو.

گفتم برم یه شهر دیگه ولی آشنا ندارم. ولی باز دست بردار رویاهام نیستم، هر روز با موتور بازی ساز کار می‌کنم، موزیک می‌سازم، عکس‌های تکسچر می‌سازم، چون علاقه دارم.

همه عالم و آدم مسخره‌ام می‌کنن. همه از دم ، می‌گن تو تنبلی، می‌شینی خونه هیچ کاری نمی‌کنی، الان باید ازدواج کرده بودی. الان ۳۰ سالته خجالت بکش گیم چیه.

شایدم دارن راست می‌گن، من فقط دنبال علاقه‌ام هستم، حرف مردم برام مهم نیست. یک بار توی تلگرام یه پیام خوندم، نوشته بود مردمان دانمارک شادترین مردمان هستن، چون ساعت کاریشون هفته‌ای ۳۰ ساعته، که می‌شه روزی ۵-۶ ساعت. با خودم گفتم اگه اونجا بودم می‌تونستم ۲-۳ شیفت کار کنم. بعد از ۲ سال راحت می‌تونستم یه گاراژ بخرم، ۷-۸ تا سیستم بخرم و مثل اداره‌جات بچینم.

۳ شیفتو به ۱ شیفت صبح تغییر بدم و شروع کنم به آگهی زدن و جذب تیمم.

۲ تا کدنویس، ۲ تا نقاش، ۱ موزیک ساز، ۱ مدل ساز رو جذب کنم. داستان و کار از خودم، می‌دونم می‌خوام چکار کنم، و شروع به کار کنم.

مطمئنم بعد از اولین بازی که روانه بازار بشه، همون ۱ شیفت کارمم رها می‌کنم و فول تایم به چیزی که عاشقشم می‌پردازم، بله ساخت گیم.

۱ گاراژ می‌شه ۲ گاراژ، ۸ نفر می‌شن ۲۰ نفر، ۵۰ نفر، ۱۰۰ نفر. تبدیل به یک کمپانی ساخت بازی‌های کامپیوتری می‌شه. وای این رویای منه…

رفتم که ویزا بگیرم چون تمام مدارکم کامله، گفتن نمی‌شه بری، مگه اینکه ۳۰۰ میلیون گرو بزاری، چک گرو بزاری، اونم برای ۲ هفته فقط. مگر با تحصیل از طرف دانشگاه بری.

اروپا کلا نمی‌ذاره قانونش سخت شده. ولی متاسفانه من هیچ کدومو ندارم. گفتم حتما من دارم اشتباه می‌کنم، همین کارا رو همین جا انجام می‌دم.

رفتم دنبال وام که بتونم که وانت بخرم و صبح‌ها روش کار کنم، هیچ بانکی، هیچ هیچ بانکی وام نمی‌ده، می‌گن مگر اینکه پول بزاری بعد از ۵ ماه برابرشو بهت وام بدیم.

ندارم من هیچ پولی. تنها پس اندازم ۵۰۰ هزار تومانه که اونم باقیمونده پول کار کردن تو همین تابستانه.

یکی از آشناهام فروشگاه کنسول و بازی پلی۴ داشت برای تابستان شلوغ می‌شد کمک ازم خواست، روزی ۱۴ ساعت پیشش کار کردم بمدت یک ماه، بعدش ۹۰۰ تومان بهم داد و این ۵۰۰ پس اندازم ته مانده همونه. تمام بشه نمی‌دانم باید چکار کنم دیگه.

برای ساخت یکی از گیم‌هایم به یه دوبلر خانم احتیاج داشتم که بجای یه خانوم صحبت کنه، ولی به هرکس می‌گفتم می‌گفت: نه تو می‌خوای صدامو ضبط کنی و توی تلگرام پخش کنی :I آبرومو ببری. هیچ کس نیامد صحبت کنه بجای شخصیت دختری که ساخته بودم :I

رویای یک جوان کرمانشاهی: ساخت گیم

محل کاری که آرزو دارم داشته باشم

واقعا دیگه افسرده شدم. تف به این زندگی، انگار دست من بوده تو ایران بیام دنیا اونم تو کرمانشاه، اونم با پدر و مادر فقیر. تف به این زندگی، باگ بزرگی داره این دنیا.

اگه کسی می‌تونه منو به دانمارک یا فلاند بفرسته (همه مدارکم کامله)، ممنون می‌شم کمکم کنه. من تصمیم دارم به هرکدام از کشور‌های اروپایی پناهنده بشم و دیگه اصلا برنگردم، چون چیزی ندارم که بخوام برگردم براش. برم برای همیشه. مطمئنم روزی توی یه مصاحبه تلویزیونی اسمشو می‌ارم و می‌گم این تنها کسی بود که وقتی هیچی نداشتم منو آدم حساب کرد و من تمام موفقیتم رو مدیون این شخص هستم.

ramin.javarsine@yahoo.com

امیدوارم همه به چیزایی که دوست دارن برسن.

آرزومه که بدون هیچ دغدغه ذهنی (نه پول درآوردن، نه کار، نه پول برق، نه پول خوراک، و هیچی، هیچی و هیچی) فقط مشغول کاری که عاشقشم باشم و گیم بسازم❤️

فدای همه ی انسان‌های عاشق، خدانگهدارتون»

اشتراک گذاری مطلب

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می گذارد

avatar
تمام حقوق سایت بروز نیوز محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز