خانه » سرگرمی » حکایت و ضرب المثل » اون شب که بارون اومد

اون شب که بارون اومد

وقتی درها بسته باشند و غیر شفاف، فساد و قانون‌گریزی رشد می‌کند!

اون شب که بارون اومد

اون شب که بارون اومد

تهران شهری که خواب ندارد

شب‌ها تاکسی پسرخاله‌ام را می‌گیرم و باش کار می‌کنم، یکی برای من، دوتا برای او.

چند شب پیش، باران تندی می‌بارید، حدود ساعت ۱۲ نیمه شب، یه خانم جوون و خوشگل که عینک دودی بزرگی زده بود سوار ماشینم شد، نشست عقب ماشین.

با موبایلش حرف می‌زد و با یه دوست صمیمی: «… نه جونم، ما که خواب و راحتی نداریم, الان هم دارم می‌رم خونه اون کارگردانه، داریم رو یه فیلم جدید کار می‌کنیم…»

از تو آینه نظری انداختم بهش. نشناختمش.

نگاه خوش‌بینانه

اگر خوش‌بینانه نگاه کنیم، این خانم جوان در اون ساعت شب، می‌رود نزد «اون کارگردانه» برای کار، و احتمالا چند نفر دیگر از گروه فیلمسازی هم آنجا خواهند بود، و دارند برادروار و حرفه‌ای روی یه صحنه شبانه کار می‌کنند، یه شب طبیعی، و با بارش حقیقی! هیچ چیز غیر اخلاقی نیز اتفاق نمی‌افتد، خیالتان تخت!

نگاه واقع گرایانه

اگر واقع‌بینانه نگاه کنیم این خانم دارد می‌رود لای پای «اون کارگردانه»، این بخشی از لوازم کار برخی‌ست برای بالا رفتن و معروف و مشهور و پولدار شدن!

معروف و مشهور و موفق و مایه‌دار که باشی، گذشته را خودت می‌نویسی و دیگران مجیز گوی تو می‌شوند و به به کنانت. اصلا کی یادش می‌آید درهای بسته خانه‌ای در یه شب بارانی!

راهنما

توجه : لطفا به دیگران توهین نکنید و از دشنام دادن و افترا بستن و اتهام زدن پرهیز کنید!

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می گذارد

avatar
wpDiscuz
تمام حقوق سایت بروز نیوز محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز