بایگانی برچسب ها: نوروز

روسری سر کن و نگذار…

روسری سر کن و نگذار…

در «اینستا گردی» رسیدیم به چابهار و سفرهای نوروزی و آشفتگی موی تو و دعوای میان باد و من! روسری سر کن و نگذار… «رقص باید که عجین با دف و سرنا بشود باده خوب است به اندازه مهیا بشود داده‌ام دخترکان سیب بریزند به حوض گفته‌ام تا همه جا هلهله برپا بشود شاعران با غزل نیمه تمام آمده‌اند دامنت را بتکان قافیه پیدا بشود روسری سر کن و نگذار میان من و باد سر آشفتگی موی تو دعوا بشود هیچکس راهی میخانه نخواهد شد اگر راز سکر آور چشمان تو افشا ب...

ادامه مطلب

ماتحت مبارک و توالت عمومی روم باستان

ماتحت مبارک و توالت عمومی روم باستان

عرضم به خدمتتون، آدم بچه پولدار که باشد هوای ماتحت خودش را دارد، و گور بابای ماتحت دیگران! در زمان روم باستان یک سری توالت عمومی بود که از سنگ ساخته بودند و اعیان و اشراف در روزهای سرد پیش از آنکه برای رفع حاجت روی آنجا بنشینند امر می‌کردند که برده‌هایشان آنجا بنشینند تا سنگ‌ها اندکی گرم شوند تا هنگامی که بزرگان قوم روی سنگ‌های می‌نشینند ماتحتان مبارک سردشان نشود و سردی نکنند! منبع: الحکایات المناسب لأيام نوروز ...

ادامه مطلب

جاده‌های خونین نوروزی

جاده‌های خونین نوروزی

درگیر جنگ نشدیم، اما بیش از جنگ تلفات می دهیم! به گفته پلیس راهور ناجا، جاده های کشور در نوروز امسال شاهد مرگ ۱۶۰ نفر و زخمی شدن ۳۰۰۰ نفر و بازداشت ۲۰ هزار خودرو بودند. رانندگانی که در نوروز با مرگ عید دیدنی می کنند! ۱۶۰ کشته و ۳۰۰۰ مجروح حوادث رانندگی در نوروز تا به امروز بوده و به گفته سرهنگ جهانی شمار کشته‌های حوادث نوروزی تا کنون در مقایسه با سال گذشته ۲ درصد کاهش داشته است! رانندگان نوروزی: خواب آلود، حواس پرت معاون اجتماعی و...

ادامه مطلب

روزی که نو نمی‌شود

روزی که نو نمی‌شود

گفته شده که ساعت ۱۳ و ۵۸ دقیقه و ۴۰ ثانیه امروز دوشنبه ۳۰ اسفند ۱۳۹۵ هجری شمسی، سال تغییر می‌کند و می‌شود سال ۱۳۹۵. با این حساب ساعت دو بعداز ظهر امروز ۳۰ اسفند، روز اول فروردین است و روز اول فروردین می‌ماند تا ساعت ۲۴ فردا شب. اما طبق روایت رسمی و دولتی امروز تا ساعت ۲۴ شب همچنان ۳۰ اسفند است و ما یک جورایی در سال قبل اسیر می‌مانیم تا شب بشود و شب بگذرد و روز دیگری آغاز شود. سایت بروز نیوز برای هر کسی که امروز را نوروز حساب کند یا فردا ...

ادامه مطلب

نمی‌خوام حموم کنم

نمی‌خوام حموم کنم

از دفتر خاطرات مامان بزرگ قدیما که مثل امروز هر خونه‌ای حمام نداشت، سالی، ماهی یکبار، مامانه بچه‌های قد و نیمقدش را به زور و کتک و التماس به صف می‌کرد و می‌برد به گرمابه محل، گرمابه خصوصی! گرمابه همیشه شلوغ بود، به ویژه نزدیک‌های عید نوروز که همه می‌خواستند ایام عیدی پاک و پاکیزه باشند. وقتی وارد گرمابه می‌شدیم، گرمابه‌دار یه شماره گرد فلزی سوراخ‌دار به مامان می‌داد و می‌نشستیم روی صندلی یا نیمکت و چرت می‌زدیم تا نوبتمون بشه و شماره...

ادامه مطلب