اگر بجای نفت، کفش می‌فروختیم

کشور ما درگیر بحران‌های زیادی است، اما مهم‌ترین مشکل ما مشکل اقتصادی است و نداشتن مدیریتی که بداند و بپذیرد که قاعده بازی در دنیا چیست.

اگر بجای نفت، کفش می‌فروختیمقاعده بازی
اگر هدف ما قدرتمند شدن کشورمان در دنیا و بالابردن سطح رفاه و خوشبختی در داخل کشور باشد، باید بدانیم چگونه بازی کنیم و باید بدانیم که قدرت، در داشتن تولید قدرتمند است و نه انبار مهمات.

برای پیشرفت کردن، باید بپذیریم که بجای دشمن‌تراشی و جنگ و نگاه خصمانه، خوب بازی کنیم تا برنده شویم.

زمین، زمین بازی است
برای بدست آوردن پیروزی‌های بیشتر، باید بتوانیم هم تیمی‌های مناسبی انتخاب کنیم، چرا که هیچ‌کس به تنهایی نمی‌تواند برنده شود یا بیشتر ببرد.

در بازی‌های جهانی، کشور ما، هم‌تیمی مناسبی برای افغانستان و عراق و سوریه است، اما این کشورها، هم‌تیمی مناسبی برای ما نیستند، اگر قصد ما فقط دفاع و درجا زدن و فرار به جلو نباشد.

متحد شدن، موضوعی جدید نیست، عرب‌ها طرح وطن عربی، و اروپایی‌ها طرح اروپای واحد را دارند برای قدرتمند شدن.

موضوع مهم در انتخاب هم‌تیمی مناسب و قدرتمند این است که ما نیز باید قدرتمند باشیم، و سرمایه گذاری کلان در تولید چند کالا و خدمات می‌تواند به ما این قدرت را بدهد.

جمهوری اسلامی در این چهل سال باید با استفاده از درآمد فروش نفت و دیگر ذخایر طبیعی، که محدود هستند، قدرت جهانی و منحصر به فرد در تولید یک یا چند کالا و خدمات می‌شد، یک غول عظیم!

این پیشنهاد نیز موضوع جدیدی نیست و رژیم سابق نیز در اواخر عمرش به این صرافت رسید که با نفت زندگی نکند.

غول شدن
به عنوان مثال، تصور کنید که کشور ما همت عالی می‌گذاشت روی اول و یگانه شدن در تولید کفش در دنیا، با استفاده از درآمد نفت.

تصور کنید در هر کوچه و خیابان و بیابان، کارگاه‌های کوچک و کارخانه‌های بزرگ مشغول تولید کفش می‌شدند. کفش‌هایی چنان مرغوب و لوکس و مد روز که تمامی ثروتمندان و شخصیت‌های برجسته و ستاره‌های سینما فقط و فقط کفش ایرانی می‌پوشیدند، و کفش‌هایی چنان مرغوب و ارزان، که همه مردم روی این کره خاکی مشتری کفش‌های با کیفت ایرانی می‌شدند و کار را بجایی می‌رساندیم که اگر کفش صادر نمی‌کردیم، مردم دنیا پا برهنه می‌ماندند و به خواهش و تمنا می‌افتادند.

این یک مثال فرضی است و در این چهل سال ما می‌بایست، با استفاده از فرصتی که در منابع خدادادی داشتیم، حداقل در تولید چند کالا و خدمات، برند و غول اول جهان می‌شدیم.

قاعده بازی
قاعده بازی این نیست که ما در همه چیز خودکفا شویم، قاعده بازی در دوستی و بده بستان است. قاعده بازی در خوب فروختن و خوب خریدن است و این بدست نمی‌آید، مگر آنکه ما فروشنده قدرتمندی باشیم و هم‌تیمی‌های قدرتمندی یارگیری کنیم.

نابودی اسراییل و آمریکا
بنظر شما در این چهل سال آیا توانسته‌ایم اسراییل و آمریکا را نابود کنیم یا از قدرت آن‌ها بکاهیم. از آن سو چقدر کشور ما قدرتمندتر شده است؟ کافیست بیاد آوریم که از دلار ۷۰ ریالی به چه دلاری رسیده‌ایم و چند درصد از ارزش پول ملی ما کاسته شده است.

بهتر نیست ما نیز نگاه خود را تغییر دهیم و در این دنیا فقط بازیکن خوبی باشیم و نه سرباز خوبی؟

آیا زمان آن نرسیده که برای بهبودی وضعیت مردم و منافع کشورمان بار دیگر جام زهر را بنوشیم؟

اگر بجای نفت، کفش می‌فروختیم
5 (100%) 2 votes

لطفا بنویسید که درباره نوشته فوق چه نظری دارید:

avatar