من یک دیوانه‌ام: از افسردگی تا دیوانگی

بسیاری از ما به دلایل مختلف افسرده هستیم، پرسش این است که آیا درمان افسردگی توسط روان‌درمانان گزینه مناسب‌تری است یا افسرده ماندن؟

من یک دیوانه‌ام: از افسردگی تا دیوانگی

ما به دلایل مختلف افسرده می‌شویم، بطور مثال:

  • من وقتی می‌بینم، خانه بهم ریخته و کثیف است، و هزاران کار نکرده دارم، افسرده می‌شوم…
  • من وقتی که می‌بینم بی‌پول یا بیکارم یا درآمدم کفاف خرج زندگی خود و خانواده‌ام را نمی‌دهد، افسرده می‌شوم…
  • من وقتی می‌بینم معلولم یا دچار بیماری سختی شده‌ام، افسرده می‌شوم…
  • من وقتی می‌بینم به دلیل نابخردی خودم به زندان افتادم و امکان تصحیح رفتار غلط خود را ندارم، افسرده می‌شوم…
  • من وقتی می‌بینم آینده بهتری در انتظارم نیست، از کارم بیزارم، از درس و مدرسه و دانشگاه بیزارم، از تکراری بودن بیزارم، از آدم‌های دور و بر و همسایگانم بیزارم، افسرده می‌شوم…
  • من وقتی می‌بینم امکان مسافرت و گشت و تفریح و شادی و شاد زیستن را ندارم، افسرده می‌شوم…
  • من وقتی می‌بینم شهر آلوده است، ترافیک سرسام آور است، خانه‌ها و ساختمان‌ها بدقواره اند، شهر خاکستری است، آپارتمانم مثل قفس و زندان است، افسرده می‌شوم…
  • من وقتی می‌بینم بطور مرتب در کار یا زندگی یا ازدواج یا روابط با دیگران شکست می‌خورم و امیدی برای داشتن موفقیت و زندگی شاد ندارم، افسرده می‌شوم…
  • من وقتی می‌بینم، دیگران خانه و امکانات و ابزار و وسایلی دارند که من ندارم، افسرده می‌شوم…
  • من وقتی می‌بینم همسرم، فرزندم، دوست یا خویشانم از من چیزی می‌خواهند ولی توان برآوردن خواسته‌شان را ندارم، افسرده می‌شوم…
  • من وقتی می‌بینم به هر دلیلی نتوانسته‌ام ازدواج کنم، یا صاحب فرزندی شوم، افسرده می‌شوم…
  • من وقتی می‌بینم پدر و مادرم مدام و مثل سگ و گربه با هم دعوا می‌کنند، افسرده می‌شوم…
  • من وقتی می‌بینم فلانکس به این دلیل که با چهره یا صدا یا اندام زیبایی متولد شده یا در خانه‌ای به دنیا آمده که صاحب‌خانه میلیاردر است، و از این جهات هزاران سال نوری در موفقیت و رفاه و انسانی زیستن از من جلوتر است، افسرده می‌شوم…
  • من وقتی می‌بینم با همسرم، عشقم، تفاهم ندارم، یا او به من خیانت کرده، یا قصد جدایی دارد، افسرده می‌شوم…
  • من وقتی می‌بینم کودکی بجای کودکی کردن، به دلیل فقر یا درخواست و اجبار والدینش، کار می‌کند، افسرده می‌شوم…
  • من وقتی می‌بینم انسانی در جوانی یا کودکی به علت حادثه یا تصادف یا بیماری یا فقر یا قتل و جنایت یا اعدام جان خود را از دست می‌دهد، و همه این‌ موارد قابل پیشگیری هستند، افسرده می‌شوم…
  • من وقتی می‌بینم توانایی بهتر زیستن را دارم، اما شرایط و امکانات مهیا و در دسترس نیست، افسرده می‌شوم…
  • من وقتی می‌بینم به انسانی زور می‌گویند، سوارش می‌شوند، فریبش می‌دهند، از او مانند برده‌ها بار می‌کشند، افسرده می‌شوم…
  • من وقتی می‌بینم مردم بجای انسان بودن و با مرام بودن، دورو و فریبکار و فرصت‌طلب هستند، افسرده می‌شوم…
  • من وقتی می‌بینم بسیاری از مردم قوانین و حقوق دیگران را رعایت نمی‌کنند و اسیر خودخواهی و خودشیفتگی و خریت هستند، افسرده می‌شوم…
  • من وقتی می‌بینم مردم بجای تعقل و دوراندیشی و صف بستن برای بهبود زندگی خود و هم‌میهنان و شهر و کشور و آینده‌ بهتر، در صف بنزین و ماکارونی می‌ایستند، افسرده می‌شوم…
  • من وقتی…

من یک دیوانه‌ام: از افسردگی تا دیوانگی

درمان یا عدم درمان، مسئله اینست!
متاسفانه عوام‌الناس معتقدند که آدم‌های دیوانه به روان‌درمانان مراجعه می‌کنند، درصورتیکه انسان‌ها سالم‌تر به نزد روان‌درمان می‌روند تا برگشت از نزد آنان!

شما وقتی افسرده باشید و به ددلیل افسردگی به روان درمان مراجعه کنید، روان‌درمانان در اکثر مواقع نمی‌توانند مشکل اصلی را که سبب افسردگی شما شده حل کنند، اما می‌توانند با قرص و دارو و غیره کاری کنند که شما افسرده نشوید و بی‌تفاوت شوید!

من یک دیوانه‌ام: از افسردگی تا دیوانگی

من، چند روز پیش به دکتر عالیقدر و خبره‌ای در درمان افسردگی مراجعه کردم و او با تجویز چند قرص کوچولو افسردگی مرا درمان کرد… و حالا از هیچ چیز ناراحت و افسرده نمی‌شوم!

حالا وقتی می‌بینم در جلوی رویم مرد جوانی خود را از بالای پل به پایین می‌اندازد، یا مرد میانسالی جلوی قطار مترو می‌پرد، یا زن جوانی خود را آتش می‌زند، خنده‌ام می‌گیرد، قاه قاه می‌خندم، حتی اگر بتوانم با بی‌تفاوتی روی دست بیجان جسدی که مغزش له و لورده شده می‌روم و با پاهایم آنقدر انگشتان دستش را فشار می‌دهم تا صدای خرد شدن استخوان‌های ظریف دستش را بشنوم… آخ چه حالی می‌دهد… هاه هاه هاه… من یک دیوانه‌ام!

Share this page to Telegram

لطفا بنویسید که درباره نوشته فوق چه نظری دارید:

avatar