همسایه بد و توییتر نویس‌ها

لعنت بر همسایه بد و نفهم و عوضی و بی‌شعور و عقده‌ای و حسود و مردم آزار… بعد از این دعا و نفرین، بد نیست نظری بیندازیم به نظرات توییترنویس‌ها در مورد همسایه بد!

همسایه بد میان توییتر نویس‌ها

سعیده بانو: «همسایه بد جون به لب می‌کنه آدمو»!
.
شیدا ملکی: «خبر خوب اینکه بچه بیش‌فعال همسایه رو کلاس موسیقی ثبت‌نام کردن!
خبر بد اینکه قراره بالای سر من تمرین کنه»!
.
نیکز: «دوست دارم همسایه طبقه بالاییمو به قتل برسونم ::)»
.
عرفانشون: «لعنت به همسایه بد»!
.
مه جبین: «شما بگید شب عیدی، تو این اوضاع بد اقتصادی، با همسایه‌ای که کارگاه تولیدی غیرمجاز تو خونش داره و ۲۴ ساعته صدای کوبیدن چکش توی خونه و مغزت می‌پیچه چیکار باید کرد؟»
.
رکسانا: «فعلا که یه همسایه بد اخلاق گیرم افتاده =(»
.
ال تپل: «اگه سکته کردم از حرص، بدونین از دست این کثافتا بوده، همسایه بد رو خدا نصیب کافر نکنه یعنی»!
.
داود قاف: «[همسایه‌های عزیز عرض سلام
لطف بفرمایید دزدگیر ماشین تون رو تنظیم کنید تا بین دزد و مگس فرق بزاره!
با تشکر] این پیام رو تو گروه برای همسایه‌هامون فرستادم. والا ما چه گناهی کردیم طبقه اول می‌شینیم . به نظر شما بد گفتم؟»
.
Fulcrum Aw: «امان از این همسایه بد و البته بدتر همسایه احمق!
دلمان هوس کرده با مسلسل پی‌کا و آرپی‌جی با کلاهک ترموباریک بر وی حمله برده و از صحنه روزگار سقطش کنم…»!
.
امیر سپه: «همسایه بالایی تازه اومده نشسته. بچه کوچک داره. ظهری داشت آواز می‌خوند، بد جور رو اعصابم بود، اونم موقع خواب قیلوله. ناگهان در اتاقش باز شد، برادر بزرگه وارد شد، جوری زدش، یه ساعت زوزه می‌کشید.
موقعیت خنده دلسوزی دلخنکی غم نداشتم اینجوری :)»
.
حامد رسولی: «قیافه همسایه‌ها، وقتی زن و شوهر واحد بالایی دعواشون شده»!

همسایه بد و توییتر نویس‌ها
.
سبوی تشنه: «ازشیخ هادی نجم آبادی پرسیدند: آیا در اسلام موسیقی حرام است؟
جواب داد: آن موسیقی حرام است که از صدای کشیده شدن کفگیر بر ته دیگ پلو همسایه غنی برخیزد و به گوش اطفال گرسنه همسایه فقیر برسد..»!
.
بابا خوشگله: «وقتی توی پارک چند تا از پیر زنای همسایه رد می‌شن»

همسایه بد و توییتر نویس‌ها
.
یار مجنون: «اسم همسایه‌ای ک این موقع شب آهنگو زیاد کرده و مهمونی گرفته و بلند بلندم دارن می‌خونن چیه؟»
.
Jason: «از هنرها و استعدادهای عجیب بچه همسایه‌مون اینه که از طبقه پایین یه کاری می‌کنه احساس کنی از بالاسرت داره صدا میاد»!
.
ستاره: «همسایه کناری واقعا نمی‌دونه من صداشون رو می‌شنوم یا خودشو هی می‌زنه به علی‌چپ؟ »
.
آریزونا: «همسایه‌ی بی‌شعور خاریست از خارهای جهنم!»
.
پیازچه: «الان هشت و نیم صبح جمعه‌س، همسایه بالاییمون داره رو سر ما به شدت می‌تکونه خونه‌شو!
صبح بخیر گاو، بیدار شدیم مرسی»!
.
سانتیاگو: «آقا من دیوار اتاقمو یونولیت زدم که یکم کمتر صدای نحس همسایه بیاد»!
.
نگین: «صدای فنر تخت همسایه بالاییتون تقصیر اون بنده خداها نیست، مقصر دیوارهای بیسکوییتی خونه‌تونه! خونه هم خونه‌های قدیم :))»!
.
ممد نبودی: «دلم برای همسایه‌هامون می‌سوزه وقتی دارم گیتار تمرین می‌کنم»!
.
هُـدَیْس: «هر وقت که شروع می‌کنم به ساز زدن، همسایه بغلیم می‌زنه به دیوار، و گاهاً از ضربی که می‌گیره روی دیوار به عنوان مترونوم استفاده می‌کنم :))))»
.
پریسا: «همسایه بالایی داره “من آمده‌ام” رو می‌زنه با پیانو، منم دارم کیف می‌کنم»
.
بهاری: «همسایه طبقه‌ی بالایی‌مون تولد داره، قبلش زنگ زدن و معذرت خواستن ولی دلم می‌خواد برم در خونه‌شون رو بزنم و بگم جاکشا این چه آهنگاییه؟ چجوری با اینا می‌رقصید؟ یه هم نامهربونه هم آفت جونه بذارید، دلم خوش باشه خب!»
.
مائِده: «همسایه بغلی مهمونی گرفته کل کوچه می‌لرزه، همه آهنگا ترکی، از اون طرف تو کوچه کناری دو نفر با هم دعوا می‌کنن فحش‌ها همه ترکی، سه نفر دارن آرومشون می‌کنن هر سه تاشون ترکی!
می‌خوام پنجره رو باز کنم داد بزنم یاشاسین آذربایجان :)))»!
.
محمدرضا حسینی: «بعد از ماه ها، امروز آسوده و نَرم خوابیدم. این خواب زیبا رو تقدیم می‌کنم به گربه‌های فهیم کوچه که جفتگیری نکردن، همسایه عزیزمون که امروز تصمیم گرفت کلیدشو برداره و زنگ ما رو نزنه، دخترش که تصمیم گرفت پارتی ساعت ٣ نذاره و در آخر به پدر و مادر عزیزم که امروز از بی‌بی‌سی دست کشیدن.»!
.
یاسمینه: «معنی چهار دیواری اختیاری، این نیست که صدای آهنگت بیاد تو خونه‌ی ما، همسایه محترم!
یکم فهم، یکم شعور!»
.
دآچلی: «بچه همسایه طبقه بالاییمون می‌دوید، صدای پاش میومد. رفتم دم خونشون، گفتم: یا جلوی بچتو می‌گیری یا…
گفت: یا چی؟
گفتم: یا ابلفضل چقد گنده‌ای»!
.
پوریا: «همسایه‌های ما اینجورین که از صبح می‌شینن استراحت می‌کنن، بعد ما که از سر کار می‌رسم خونه، تصمیم می‌گیرن قبر پدرشونو بالا سرمون بکنن تا بعد مرگش تنها نباشه.»!
.
علی میرزایی: «تازه اومده بودیم این آپارتمان.
همسایه بالایی ساعت ۱۲ شب جاروبرقی می‌کشید تا ساعت ۱ شب.
اسم مودم رو عوض کردم: “HamsayeSaat12ShabJarooNemikeshan”
هیچی دیگه، از همون شب دیگه راحت شدیم!»
.
محلل: «من تو محل به یه گربه غذا می‌دم. بدبخت به هیچ کس هم کار نداره. تا حالا ده بار همسایه ها بهم گفتن زنمون و دخترمون از گربه می‌ترسه. منم جواب دادم برید پیش روانشناس تا مشکل ترسشون رو حل کنه. شاید زن و دختر تو از تاریکی هم بترسه اونوقت در خونه کی می‌ری؟
واقعا مردم ایران سطح فرهنگیشون افتضاحه»!
.
هادی: «دوستانی که رفتن کربلا، اگه یه آقای قدبلند سبزه رو دیدید که با شلوار پارچه‌ای کتونی سفید پوشیده، ایشون کاظم آقا، همسایمونه. بی‌زحمت راه بدید زودتر زیارت کنه برگرده، نصف ماشینش جلوی در پارکینگ ماست، اسیر شدیم»!

 

مطلب مرتبط:
همسایه بد: آپارتمان نشینی

Share this page to Telegram

لطفا بنویسید که درباره نوشته فوق چه نظری دارید:

avatar