کدام منطقه تهران از خطر زلزله در امان است؟

مدت‌هاست که کارشناسان از خطر احتمالی زلزله در تهران سخن می‌گویند و هشدار می‌دهند که آمدن زلزله دیر و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد. پرسشی که برای آینده‌نگران مطرح می‌شود این است که «کجای تهران خانه بخریم تا از دست زلزله در امان باشیم؟»

کدام منطقه تهران از خطر زلزله در امان است؟

کجای تهران خانه بخریم تا از دست زلزله در امان باشیم؟
سایت فرارو در همین ارتباط و با همین عنوان گزارشی تهیه کرده و آخر سر نتیجه گرفته که «هیچ کجای تهران از دست زلزله در امان نیستید و حتی خانه‌های ضد زلزله هم چاره درد نخواهند بود»!

آیا تمام تهران با زلزله از بین می‌رود؟
دو سال پیش، محمدرضا محمودی، معاون عمرانی سابق استانداری تهران توضیح داد که : محدوده تهران حدود ۷۲۰ کیلومتر مربع است و اگر زلزله اتفاق بیفتد تمام این محدوده ویران نمی‌شود و قسمتی از شهر آسیب می‌بیند، اما…

اما با وقوع زلزله احتمالی، شهر تهران قفل و امداد رسانی سخت می‌شود، چرا که خیابان‌ها، اگر مسیری برای رفت و آمد باز باشد، مملو از خودروهایی خواهد شد که قصد گریز به خارج از تهران و فرار از مهلکه را دارند .

مشکل البته فقط به امداد رسانی محدود نمی‌شود و نیازهای مردم نیز به سختی تامین خواهد شد. به احتمال برای مدتی قطعی آب و برق و گاز خواهیم داشت و کمبود بنزین و سوخت‌های دیگر.

نتیجه تحقیقی در حدود ۱۸ سال پیش پیش‌بینی می‌کند که زلزله‌ای با بزرگی حدود ۷ ریشتر در تهران می‌تواند بیش از یک میلیون و نیم کشته و حدود چهار میلیون و سیصد هزار نفر زخمی بجا بگذارد.

چه کنیم؟
بهترین کار کوچ و هجرت از تهران است… همین الان!

 

نگران نباشید!

خدمت عزیزانی که امکان مادی و مالی فرار از تهران را ندارند عرض می‌شود که داستان مولوی را در یاد داشته باشند و نگران نباشند.

حکایت ماندن یا نماندن
مردی هراسان از مرگ و رنگ پریده به نزد حضرت سلیمان نبی (ع) می‌رد و می‌گوید: دقایقی پیش عزرائیل را دیدم که بدجوری به من نگاه  می‌کرد، گویا قصد دارد جان مرا بگیرد. بر من رحم کن و به باد دستور بده تا مرا به سرزمین دور دست هندوستان برساند و از مرگ رهایی یابم.

سلیمان نبی (ع) نیز به باد دستور می‌دهد و اندکی بعد آن مرد نگونبخت در هندوستان فرود می‌آید و می‌بیند که در آنجا عزرائیل در انتظار اوست تا جانش را بگیرد.

بعدا سلیمان نبی (ع) از عزرائیل می‌پرسد چرا امروز در این شهر آن بنده خدا را ترساندی. عزرائیل توضیح می‌دهد که قصدش ترساندن نبود، فقط از دیدن او در این شهر متعجب شده بود، چرا که خداوند به او دستور داده بود تا امروز جان آن مرد را در هندوستان بگیرد و عزرائیل متجب و متحیر شده بود که چگونه در آن زمان، که خودرو و هواپیما وجود نداشت، آن مرد می‌تواند بسرعت برق و باد خود را به هندوستان برساند!

باری… عزیزان تهران نشین از مرگ گریزی نیست که فرمود:

«از کی بگریزیم؟ از خود؟ ای محال!
از کی برباییم؟ از حق؟ ای وبال!»

guest
0 نظر
Inline Feedbacks
View all comments