برچسب: خاطرات کودکی

بچه که بودیم…

بچه که بودیم...

بچه که بودیم، بابام یه اتاق توی یه کوچه اجاره کرده بود و ما توی اون اتاق می‌لولیدم. سر کوچه‌مون یه چلو کبابی بود، صبح که می‌رفتیم مدرسه، بوی خوش برنج ایرانی که توی آب جوش بالا پایین می‌پریدند تمام کوچه می‌پیچید، و وقتی از مدرس برمی‌گشتیم بوی برنج دم …

ادامه