شما یادتون نمیاد، ولی بعضی‌ ها یادشون هست

مثل اینکه یه زمان‌هایی خیلی خبرها بوده که ما یادمون نمی‌آید، لعنت به آلزایمر!

دستچینی از نوشته‌های منتشر شده در توییتر:

امید انتظار: «شماها یادتون نمیاد‌، خانم‌ها وقتی ماه رمضون می‌شد، چادر می‌پوشیدن، و یا خیلی حجاب رو رعایت می‌کردن؛ رفتارشون کلا تغییر می‌کرد به احترام ماه رمضون»!
.
ایمان: «شماها یادتون نمیاد، ولی اون قدیما یکی از بندهای مهریه سفر زیارتی به مکه، کربلا یا مشهد بود»!
.
آقای صادق: «شماها یادتون نمیاد، یه زمانی واسه اینکه ماشینا صبح زود توی سرمای سیاه زمستون روشن بشن، شب قبلش با ساسات خاموششون می‌کردن»!
.
آرش (کشاورز نمونه غرب آسیا): «شماها یادتون نمیاد، توی همین تهران، جلوی تاکسی‌ها دو نفر می‌نشستن، گاهی زن و مرد»!
.
احمد: «شماها یادتون نمیاد، توی ترمینال‌های همین تهرون، مسافرکش‌ها چهارنفر را عقب سوار می‌کردند و سه نفر را جلو، یکی سمت چپ راننده! اون زمونا آدما لاغرتر بودند!»
.
علی: «شماها یادتون نمیاد، یه زمانی تاکسی‌ها پیکان نارنجی رنگ بود و راننده‌های تاکسی دستگیره شیشه رو می‌کندند تا مسافرها آن را بالا و پایین نکنند… دیکتاتوری بودند برای خودشان این راننده‌های زحمتکش!»
.
آرَشینو: «شماها یادتون نمیاد، اون اولا به هرکی می‌گفتی چرا ماهواره زدین، یا می‌گفت عاشق مستند‌های قشنگشم، یا می‌گفت می‌خوام زبانمو تقویت کنم»!
.
شَصتِکِ نوج: «شماها یادتون نمیاد، قبلا چقد تو خیابون ماشین عروس می‌دیدیم»!
.
عابر: «شما یادتون نمیاد، یه زمانی صدای بوق ممتد ماشینایی که عروس و داماد را همراهی می‌کردن، تو دل شهر غوغایی به پا می‌کرد! دلم واسه اون وقتا تنگ شده»!
.
ماریا کَری یا کوری: «شماها یادتون نمیاد، یه زمانی دخترا کلکسیون عکس هندی داشتن»!
.
بنیتا: «ﺷﻤﺎﻫﺎ ﻳﺎﺩﺗﻮﻥ ﻧﻤﻴﺎﺩ، ﻳﻪ ﺯﻣﺎنی ﻣﻠﺖ ﮐﺎﺭﺷﻮﻥ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﺎﻣﭙﻴﻮﺗﺮ ﺗﻤﻮﻡ می‌شد، ﺭﻭی ﮐﻴﺒﻮﺭﺩ ﻭ ﻣﺎﻧﻴﺘﻮﺭ ﻭ ﮐﻴﺲﮐﺎﻭﺭ می‌کشیدن ﺩﺭ ﺣﺪ ﺭﻭ ﻣﺒلی ﭘﺬﻳﺮﺍیی»!
.
اَمینَم: «شماها یادتون نمیاد، یه زمان اوضاع اونقدر خوب و دل‌ها اونقدر خوش بود که تو هر خونه‌ای یه فضای ۱۰ الی ۱۵ متری و حتی بیشتر رو اختصاص می‌دادن به گلخونه! تازه بعضیا تو گلخونشون قناری و فنچ هم نگه می‌داشتن!»
.
داون: «شماها یادتون نمیاد، ولی یه زمانی آوردن موز، گوجه سبز و توت فرنگی برای خوراکی زنگ تفریح ممنوع بود چون همه وسعشون نمی‌رسید بخرن»!
.
ناصر: «شماها یادتون نمیاد، یه زمانی نوشابه‌ لاکچری بود و سر هر سفره‌ای بود»!
.
ساسان: «شماها یادتون نمیاد، یه زمانی نوشابه را فقط با غدا و کیک می‌فروختند»!
.
دایی محسن: «شماها یادتون نمیاد، یه زمانی شوخیا اینطوری بود که طرف با دست به وسطای لباست اشاره می‌کرد و می‌گفت اینجا چی ریخته، بعد شما که پایین رو نگاه می‌کردی با ضربه می‌زد توی دماغت و ایه ایه ایه می‌خندید.»!
.
فردی: «شماها یادتون نمیاد تباها، ما بچه که بودیم خونه خالی می‌شد کنترل ماهواره رو برمی‌داشتیم می‌زدیم کانال +18 یه زنه از صبح داشت با تلفن حرف میزد تا ۱۱ شب، ساعت ۱۱:۳۰ تازه جوراباشو در می‌آورد که بابا اینا می‌رسیدن و شب بخیر»!
.
پری‌سا: «شماها یادتون نمیاد، زمان بچگی ما لاکچریترین غذای مهمونیا سوپ بود و زرشک پلو»!
.
آنیسه: «شماها یادتون نمیاد، یه زمانی توییتر هیچکی توییت کپی نمی‌زد»!
.
خانم الف: «شماها یادتون نمیاد، یه زمانی توییت‌ها فقط متن بود، فقط می‌نوشتن»!
.
رضا قربانی: «شماها یادتون نمی‌آد؛ یه زمانی به توییتر می‌گفتیم میکروبلاگ! مرکز دنیای ما بلاگ بود و نوشتن و خواندن متن‌های طولانی؛ در برابر آنها، توییتر شده بود میکروبلاگ»!
.
فیلسوف‌نمای غیرمعاصر: «شماها یادتون نمیاد، ولی تا همین ۴۱ سال پیش رایج بود می‌گفتند: اجاره‌نشینی، خوش‌نشینی»!
.
مامانِ‌ کارن: «شماها یادتون نمیاد، زمان ما اگه کسی کمربند ایمنی ماشین رو می‌بست همه بهش می‌خندیدن»!
.
حامد: «شماها یادتون نمیاد، یک زمانی به هرکسی که توی ماشین کمربند می‌بست، می‌گفتن بچه سوسول:)))))»!
.
رهگذر راستین: «شماها یادتون نمیاد، یه زمانی وقتی می‌گفتن ایران، منظورشون ایران کنونی و پاکستان و افغانستان و ترکمنستان و آذربایجان و… بود؛ چرا نسبت به اینا نژادپرست شدیم؟!»
.
کلارنس: «شماها یادتون نمیاد، قدیما به نون‌ها دونه‌های خشخاش می‌زدن و می‌گفتن نون خاشخاشی!
مثل حالا نبود که کنجد بزنن به نون‌ها! اصلا یک بو و طعم فوق‌العاده‌ای داشت»!
.
ناکی: «شما یادتون نمیاد، یه زمانی ما به کامپیوتر می‌گفتیم: آی بی ام»!
.
سلسله ماه بانو: «شما یادتون نمیاد، یه زمانی دوست خوب فقط کتاب بود»!
.
عالیشا: «شما یادتون نمیاد؛ یه زمانی دمپایی‌پاره می‌دادیم جوجه‌رنگی می‌گرفتیم»!
.
یک اصفهانی در تهران: «شما یادتون نمیاد، یه زمانی رادیو کویت ظهرها ترانه‌های درخواستی فارسی پخش می‌کرد»!
.
محمود: «شما یادتون نمیاد، یه زمانی بقالی‌ها همه قیمت‌ها رو حفظ بودن، هر چی بر می‌داشتی فقط جمع می‌زدن، الان هرچی بر می‌داری اول می‌گیره قیمتش را می‌بینه»!
.
عِفی: «شما یادتون نمیاد، یه زمانی مامانا قاشق داغ می‌کردن می‌چسبوندن بهمون»!
.
ناخدا توفان: «شما یادتون نمیاد، یه زمانی ابرو و سیبیل دخترا حکم پرده بکارت روی صورتشونو داشت»!
.
بهنام: «شما یادتون نمیاد، توی صف جنس کوپنی زنبیل می‌ذاشتیم توشم یه پاره آجر که باد نبره»!
.
عین میم: «شما یادتون نمیاد، یه زمانی وقتی می‌رفتی مسافرت، حتی برای پسر عمه بابات هم سوغاتی می‌آوردی»!
.
کیانور ریورز ایرونی: «شما یادتون نمیاد، یه زمانی می‌رفتی مهمونی برای اینکه نشون بدی باشخصیتی نباید موز برمی‌داشتی»!
.
رمضان: «شما یادتون نمیاد، یه زمانی می‌زدیم به شیشه باجه تلفن که خانم زود باش، اونم علامت می‌داد که ۲ دقیقه صبر کن! یادش بخیر چه صبری داشتیم اون وقت‌ها»!
.
.
.
مهدی نصیری: «شما‌ها یادتون نمیاد، منم حوصله گفتنشو ندارم»!
.
.
.
اسبِ تک‌شاخِ صورتیِ نامرئی: «شماها یادتون نمیاد، من هم که یادم نمیاد»!

 

شما یادتون نمیاد، ولی بعضی‌ ها یادشون هست

شما یادتون نمیاد، ولی بعضی‌ ها یادشون هست

مطلب مرتبط:
بچه که بودیم…
بچه که بودیم چه خبر بود؟

guest
0 نظر
Inline Feedbacks
View all comments